زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

مجموعه: uncategorized
  • زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد
  •  

     

    زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد,زبان سرخ سر سبز

    ضرب المثل میدهد بر باد …

     

    زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

     

    احتیاط در سخن گفتن و پرهیز از گفتن حرف هاي نیشدار و خطرناك كه ممكن اســت بــه قیمت جان تمام شــود .

     

    آورده اند كه …

    شبی دزدی استادانه بــه هــر طرف می تاخت ... در اثنای راه گذر او بر كارگاه دیبا بافی افتاد كه جامه لطیف و زیبا می بافت و انواع تكلیف در آن بــه كار می برد و اصناف نقشهای بدیع و صورت های دلفریب در آن پدید آورده و نزدیك آمده بود كه آن جامه را تمام كند و از كارگاه بر گیرد ... دزد بــا خود گــفــت : وضع موجود را از دست نباید داد و یافته ها را رها كرد ؛ صواب آن اســت كه ساعتی ایــن جا مقام كنم چندان كه مرد دیبا باف ؛ ایــن جامه از كار فرو گیرد بخسبد .

    من فرصت بــه غنیمت دارم و جامه را از وی ببرم ... پــس بــه حیلتی كه توانست در اندرون كارگاه او آمد و در گوشه ای مخفی نشست و استاد دیبا باف ؛ هــر تاری كه در پیوستی ... گــفــت : ای زبان بــه تو پناه می برم و از تو یاری می طلبم كه دست از من بداری و سر مرا در تن نگاه داری ... مرد وقتی دیبا را تمام كرد و از كارگاه آن را پائین آورد ؛ آن را نیكو پیچید و از آن پرداخته شــد .

    طلیعه صادق دزد از خانه بیرون آمد بــه سركوی منتظر نشست ؛ چندان كه مرد از عبادت خود دست كشید ؛ جامه برداشت و عزم سرای وزیر كرد ببیند او چــه گوهری را ظاهر خواهد كرد چــون بــه سرای وزیر رفت و وزیر بــه بارگاه آمد و در صفه بار نشست و پرده برداشتند ؛ استاد دیبا باف پیش تخت رفت و جامه عرضه داشت ؛ چندان كه جامه را باز كردند و حسن صنعت و لطف آن را دیدند ؛ حیران شدند و بر تناسب آن صورت غریب و تناوب آن نقوش بدیع ؛ تحسین ها كردند .

    پس رای از او سئوال كرد كه : ایــن جامه ؛ سخت خوب پرداخته ای ؛ اكنون بگو كه ایــن جامه را بــه چــه كار آید ؟
    آن مرد گــفــت : بفرمای تــا ایــن جامه را در خانه نگهدارند تــا روزی كه تو را وفات رسد ... ایــن جامه را بــه صندوق تو اندازند ... وزیر از ایــن سخن برنجید و فرمود تــا آن جامه را بسوزانند و آن مرد را بــه زندان ببرند و زبان او را از حلقومش بیرون كشند .

    مرد دزد آن جا ایستاده بود و آن حال را می دید ؛ چــون حكم وزیر را شنید ؛ خندید ... وزیر ؛ نظر بر خنده او افتاد ... او را در پیش خود خواند و از سبب خنده او پرسید مرد گــفــت : اگــر مرا بــه گناه نكرده عقوبت نفرمایی و بــه مجرد قصد عزم ؛ بر ارتكاب جنایت مواخذه نكنی ؛ صورت حال آن مرد را بگویم ... وزیر او را ایمن گردانید ... مرد دزد حال مناجات او را باز گــفــت ؛ وزیر چــون آن حكایت را شنید ؛ گــفــت : بیچاره تقصیر نكرده اســت ؛ امــا شفاعت او بــه نزدیك زبان مقبول نیفتاده اســت ... پــس رقم عفو بر جریمهٔ او كشید و او را بفرموده تــا قفل سكوت بر دهن نهد ... چــه كسی كه بر زبان خود اعتماد ندارد ؛ او را هیچ پیرایه بــه از خاموشی نـیـسـت .

     

    منبع : shamimm.ir

     

    برچسب‌ها, , ,

     

  • ایران کلوب
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد”

    دیدگاه ها بسته شده اند.